معنی اسم آسبنا
آسبنا یعنی:
نام زن پاکدینی است که، در بند ١٣٠ فروردین یشت، فروهر او ستوده شده وی زن پئوروذاخشتی بوده و برابر آن در بند ٧٣ آبان یشت آسْبَن a-sab-na بنام مرد یاد شده.
اسبنا a-sab-na =.
منبع: گنجینه نامهای ایرانی، پورپارسی
- ابجد
- ۱۱۴ (صغیر: ۶)
اسمهای هممعنی با آسبنا
- اسبنه نام مردی است که در بند ٧٣ آبان یشت از او یاد شده. این نام پیکره نرینه م ذکّر اسبْنا a-sab-na ادینه نام زن پاکدینی است که در بند ١٣٠ فروردین یشت ستوده شده است
- آئیتویو نام پاکدینی است که پسرش بنام نر میزدن در بند ١١٠ فروردین یشت ستوده شده
- ایوسرذو نام پاکدینی است که در بند١٢٣ فروردین یشت ستوده شده
- او اراشتری نام پاکدینی که در بند١٠٣ فروردین یشت ستوده شده است
- اوروذو نام پاکدینی است از خاندان پوروذاخشتی که در بند ١١٢ فروردین یشت ستوده شده
- اوخشنتی نام زن پارسائی است که فروهر او در بند ١٢٠ فروردین یشت ستوده شده . اوزن ستئُوتْر وهیشتهه اشیهْه میباشد که در بند ١١١ فروردین یشت ستوده شد
- وذوت نام دوشیزه پاکدینی است که در بند١٣١ فروردین یشت به فروهر او درود فرستاده شده
- ائیبی ونکهو ١- نام پدر کیکاوس کیانی انک ا ٢- نام پاکدینی است که در بند ١٣٢ فروردین یشت ستوده شده. این نام در زبان پهلوی کی اپیوه apiveh یاد شده
- آترزنتو ( آ ذرزند نام پاکدینی است که در بند ١٠٢ فروردین یشت ستوده شده. در پهلوی آتورزند به معنی از ناحیه آذر ٨یشتها ٢
- ایوت نام بهدینی است که در بند١١٧ فروردین یشت ستوده شده
- ارذو نام پاکدینی است که در بند ١٩٩ فروردین بشت ستوده شده است
- آیوت نام بهدینی است که در بند ١١٨ فروردین یشت ستوده شده
اسمهای مشابه آسبنا
- امیرارشا (احتمالی) از «امیر» و «ارشا»
- امیرارشان (احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «ارشان» (دلیر). معنی «امیر»: عربی
- امیرارشد (احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «ارشد». معنی «امیر»: عربی
- امیراسد (احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «اسد» (شیر). معنی «امیر»: عربی
- امیرابراهیم (احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «ابراهیم» (نام پیامبر
- امیراسعد (احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «اسعد» (نیکبختتر). معنی «امیر»: عربی
- امیرآقا ترکیبی از «امیر» و «آقا». معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور
- امیراسکندر (احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «اسکندر» (نام پادشاه مقدونی). معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور. معنی «اسکندر»: یونانی؛ «الکساندروس» یعنی یاور و نگهبان مردم. نام اسکندر مقدونی که شاهنشاهی هخامنشی را برانداخت و در ادب فارسی (اسکندرنامه نظامی) چهرهای افسانهای یافته است
- امیرآریان (احتمالی) از «امیر» (فرمانروا) و «آریان» (آریایی
- امیراسماعیل (احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «اسماعیل» (نام پیامبر
- امیرآریا (احتمالی) از «امیر» (فرمانروا) و «آریا» (آزاده و نجیب). معنی «امیر»: عربی
- امیرآرش (احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «آرش» (کمانگیر نامدار ایران باستان). معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور. معنی «آرش»: فارسی؛ از اوستایی «ارخش»، به معنای درخشان، نیکچشم یا تیرانداز. آرش کمانگیر پهلوان اسطورهای ایران است که برای تعیین مرز ایران و توران تیری از البرز رها کرد و جانش را در آن نهاد؛ تیر از بامداد تا نیمروز رفت و مرز را تا رود جیحون برد. نماد فداکاری و میهندوستی
پرسشهای رایج دربارهی آسبنا
معنی اسم آسبنا چیست؟
در گنجینه نامهای ایرانی، پورپارسی برای آسبنا این معنی آمده است: نام زن پاکدینی است که ، در بند ١٣٠ فروردین یشت ، فروهر او ستوده شده وی زن پئوروذاخشتی بوده و برابر آن در بند ٧٣ آبان یشت آسْبَن a-sab-na بنام مرد یاد شده . اسبنا a-sab-na =.
ابجد آسبنا چند است؟
ابجد کبیر آسبنا ۱۱۴ و ابجد صغیر آن ۶ است.